العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
170
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
حذر كنم و از خود چگونه ؟ فرمود : اين خبيث گوش ميايستد ، و مىآيد و از تو سخنى ميشنود و به صورت آدمى بيرون ميرود و ميگويد : عبد السلام ميگفت ، گفتم قربانت پدر و مادرم اينكه چاره ندارد ، فرمود : همين است . بيان : ظاهرا مقصود ذكر معايب مردم و اموريست كه بايد نهان بماند و اصرارى است در تقيه ، و بسا شامل تصورات آدمى هم شود ، و غرض رفع استبعاد از اين است كه آدمى رازى را در دل نهان كند و از زبان ديگران بشنود و اين بسيار شده و خبيث همان شيطانست . 63 - در تاويل الايات الباهره بىسند تا وهب بن جميع كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم از ابليس و گفته او « پروردگارا مهلتم بده تا روزى كه مبعوث شوند ، گفت تو از مهلت يافتههائى ، تا روز وقت معلوم » اين روز كدام روز است ؟ فرمود : اى وهب پندارى روز رستاخيز مردم است ، نه ، ولى خدا عزّ و جلّ او را مهلت داده تا روزى كه قائم ما برانگيخته شود و موى جلو سرش را بگيرد و گردنش را بزند اينست روزى كه وقت معلوم است . 64 - از كافى : 1 : 38 - اصول : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه مرگ هيچ كس محبوبتر نزد ابليس نيست از مرگ يك فقيه . 65 - و از همان : 3 : 264 - فروع بسندى از زيد شحام كه شنيدم امام ششم ميفرمود : راستى چون بنده سجده كند و طولش دهد ابليس داد زند واى بر من ، او فرمان برد و من نافرمانى كردم او سجده كرد و من نكردم . توضيح : در نهايه است كه در حديث ابى هريره آمده چون آدميزاده سوره سجده خواند و سجده كند ، شيطان گوشه گيرد و بگريد و بگويد اى واى بر من . 66 - در خصال : 1 : 50 - ط غفارى - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چون نوح از كشتى فرود آمد ابليس نزد او آمد به او گفت : در زمين مردى نيست كه بيش از تو بر من منت داشته باشد ، بر اين بدكاران نفرين كردى و مرا از آنها